معانی کلمه : اخفاف
لغت نامه دهخدا
اخفاف . [ اِ ] (ع مص ) سبک حال شدن . سبکبار شدن . (تاج المصادر بیهقی ). سبکبار گشتن . (زوزنی ). || خداوند ستور سبک شدن . (تاج المصادر بیهقی ). || دور کردن بردباری از کسی و سبب سبکی وی گردیدن .
فرهنگ عمید
سُم ها.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ خُف . ۱ - کف پای شتر. ۲ - سم شترمرغ . ۳ - کفش .
فرهنگ فارسی
جمع خف و جمع خفیف، سبک شدن، سبکبارشدن، سبک حال شدن
سپل های شتران کف های پای شترمرغ
سپل های شتران کف های پای شترمرغ
