Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ احماش

تلفظ بین المللی : /ˈaːhmˈɑʃ/ تلفظ :‌ ['a:hm'AS]
لغت نامه دهخدا
  • فاضلاب احیاشده
  • رضوانی پیشاوری احمدشاه
  • احماد
  • احماض
  • احمال
  • احراش
  • احشاش
  • احفاش
  • احماء
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

احماش. [ اِ ] ( ع مص ) احماش قوم ؛ ورغلانیدن آنانرا. ( منتهی الارب ). برافژولیدن. برانگیختن. تحریک کردن. || احماش قِدر؛ هیزم بسیار نهادن دیگ را. ( منتهی الارب ). || احماش نار؛قوت دادن آتش را به هیمه. آتش نیک افروختن به هیمه.( زوزنی ). || اِحماش کسی ؛ بخشم آوردن او را. ( منتهی الارب ). بسیار بخشم آوردن او را. ( زوزنی ).

کلمات مرتبط

  • فاضلاب احیاشده
  • رضوانی پیشاوری احمدشاه
  • احماد
  • احماض
  • احمال
  • احراش
  • احشاش
  • احفاش
  • احماء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات