Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ احراش

تلفظ بین المللی : /ˈaːhrˈɑʃ/ تلفظ :‌ ['a:hR'AS]
لغت نامه دهخدا
  • افراشته محمدعلی
  • رایت افراشتن
  • سر افراشتن
  • فاضلاب احیاشده
  • کمان افراشتن
  • گردن افراشتن
  • مونس الاحرار
  • احراز مقام
  • احراز ملکیت
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

احراش. [ اِ ] ( ع مص ) اِحراش هناء بعیر را؛ آبله ناک گردانیدن قطران شتر را.

کلمات مرتبط

  • افراشته محمدعلی
  • رایت افراشتن
  • سر افراشتن
  • فاضلاب احیاشده
  • کمان افراشتن
  • گردن افراشتن
  • مونس الاحرار
  • احراز مقام
  • احراز ملکیت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات