کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : احذاء
تلفظ بین المللی :
/ˈaːhzˈɑ/
تلفظ :
['a:hz'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
احشاء خوراکی مرغ خانگی و غیره
احشاء را دراوردن
احشاء و امعاء
احیاء کردن
عضوی که در احشاء واقع شده است
ناشی از امعاء و احشاء
وابسته به احشاء
ایذاء
ابذاء
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
احذاء. [ اِ ] ( ع مص ) نعل و پاپوش دادن. کفش در پای کسی کردن. ( منتهی الارب ). نعلین دادن. ( تاج المصادر ). || بهره از غنیمت دادن. || عطا دادن. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). || احذاء اهاب ؛ بسیار درانیدن پوست را.
کلمات مرتبط
احشاء خوراکی مرغ خانگی و غیره
احشاء را دراوردن
احشاء و امعاء
احیاء کردن
عضوی که در احشاء واقع شده است
ناشی از امعاء و احشاء
وابسته به احشاء
ایذاء
ابذاء
نظرات