معانی کلمه : اجتناب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
دوری کردن، پرهیز کردن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص ل . ) احتراز، خودداری کردن .
فرهنگ فارسی
سازوکاری دفاعی که در آن، فرد از آنچه یادآور موارد ناگوار باشد، دوری میکند
دوری کردن، دوری جستن، پرهیزکردن
( مصدر ) احتراز پرهیز پرهیز کردن دور شدن دوری جستن کناره کردن گریختن از .
( مصدر ) احتراز پرهیز پرهیز کردن دور شدن دوری جستن کناره کردن گریختن از .
مترادف و متضاد
احتراز، استنکاف، امتناع، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، خودداری، دوری، کنارهگیری
دانشنامه اسلامی
فرهنگ فارسی ساره
دوری، پرهیز، گریز، پرهیز کردن
فرهنگستان زبان و ادب
{avoidance} [روان شناسی] سازوکاری دفاعی که در آن، فرد از آنچه یادآور موارد ناگوار باشد، دوری می کند
