Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اتو

تلفظ بین المللی : /ˈotuː/ تلفظ :‌ ['otu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • آتو
  • اتو زدن
  • اتو کردن
  • اتو کشیدن
  • اتو فون بیسمارک
  • اتو متو
  • اتو کرده
  • اتو دست کسی دادن
  • اتو کشیده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

اتو. [ اُ ت ُ ] (فرانسوی ، پیشوند) در زبانهای اروپائی مزید مقدمی است بمعنی خود، بخودی خود. || (اِ) مخفف اتومبیل .

اتو. [ اَت ْوْ ] (ع مص ) عطا کردن : اَتا الرجل ؛ عطا کرد مرد. (منتهی الارب ). || شتاب کردن شتر در سیر: اَتا البعیر. (منتهی الارب ). || برگردانیدن شتر دست خود را در رفتار. || پاره دادن و باج دادن . (منتهی الارب ). خراج دادن .(تاج المصادر بیهقی )...

فرهنگ عمید

وسیله‌ای فلزی که با برق یا زغال گرم می‌شود و با آن چروک‌های لباس یا پارچه را برطرف می‌کنند.
⟨ اتو زدن (کردن، کشیدن): (مصدر متعدی) کشیدن اتوی داغ بر روی جامه یا پارچه که چروک‌های آن هموار شود.

( آتو ) ۱. در بازی ورق، ورق برنده.۲. [عامیانه، مجاز] دستاویز، بهانه.وسیله ای فلزی که با برق یا زغال گرم می شود و با آن چروک های لباس یا پارچه را برطرف می کنند.* اتو زدن (کردن، کشیدن ): (مصدر م...

فرهنگ معین

(اُ) [ روس . ] (اِ.) = اطو: ابزاری آهنی با یک صفحة صاف که به وسیلة برق گرم می شود و با آن چین و چروک پارچه یا لباس را از بین ببرند.

( آتو ) (تُ ) [ فر. ] ( اِ. ) ۱ - ورق برنده در بازی . ۲ - دستاویز، بهانه .
(اُ ) [ روس . ] (اِ. ) = اطو: ابزاری آهنی با یک صفحة صاف که به وسیلة برق گرم می شود و با آن چین و چروک پارچه یا لباس را از بین ببرند.

فرهنگ فارسی

( آتو ) ( اسم ) ۱ - ورق برند. بازی برگی که در بازی ورق گنجفه و مانند آن برنده است . ۲ - مستمسک دستاویز .رنگی یا صورتی معلوم از اوراق گنجفه و آس مانند آن که با قراردادی از رنگهای دیگر بردورق برنده، به معنی ضربه هم گویند، ورقی ازاوراق گنجفه که درقماربرنده شود، آلتی فلزی که با آتش یابرق گرم شودجهت صاف کردن جامهآلتی آهنی که آنرا گرم کنند و کیسی و چین و نورد جامه را توسط آن بر طرف سازند و یا در طول ساق...

دانشنامه عمومی

آتو. آتو Atto-یکی از پیشوندهای SI است که برابر است با ‎ ۱۰-۱۸ که علامت اختصاری آن در سیستم متریک a می باشد.نبوwiki: ماکسیمیلیان دوم و برادر لودویگ دوم بود.از آنجا که او به دلیل بیماری روانی لودویگ دوم را فاقد توانایی لازم برای ادارهٔ کشور دانستند، عمویش لوئیتپولد به عنوان نایب السلطنه کنترل اوضاع را در دست گرفت.سه روز پس از آن لودویگ به مرگ رازآلودی درگذشت. پس از آن اتو را به شاهی برداشتند، ولی ...

گویش مازنی

از توابع دهستان کسلیان قائم شهر

۱مقداری – اندکی ۲نام روستایی در قائم شهر ۳روستایی از دهستان ...

/atoo/ از توابع دهستان کسلیان قائم شهر

مترادف و متضاد

goose (اسم)
غاز، اتو، قاز، ماده غاز، گوشت غاز، ساده لوح واحمق، هیس

flatiron (اسم)
اتو

iron (اسم)
اتو، اهن، اطو، فلز

کلمات مرتبط

  • آتو
  • اتو زدن
  • اتو کردن
  • اتو کشیدن
  • اتو فون بیسمارک
  • اتو متو
  • اتو کرده
  • اتو دست کسی دادن
  • اتو کشیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات