Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آتو

تلفظ بین المللی : /ˈɑtuː/ تلفظ :‌ ['Atu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • اتو
  • اتو زدن
  • اتو کردن
  • اتو کشیدن
  • اتو فون بیسمارک
  • اتو متو
  • اتو کرده
  • اتو دست کسی دادن
  • اتو کشیده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

آتو.(فرانسوی ، اِ) (از: آ، به + تو، همه ) رنگی یا صورتی معلوم از اوراق گنجفه و آس و مانند آن که با قراردادی از رنگهای دیگر برد.

فرهنگ عمید

۱. در بازی ورق، ورق برنده.
۲. [عامیانه، مجاز] دستاویز؛ بهانه.

فرهنگ معین

(تُ) [ فر. ] ( اِ.) 1 - ورق برنده در بازی . 2 - دستاویز، بهانه .

دانشنامه عمومی

دستاویز، نقطه ضعف، بهانه

مترادف و متضاد

ورق‌برنده

بهانه، دستاویز، مستمسک

۱. ورقبرنده
۲. بهانه، دستاویز، مستمسک

فرهنگ فارسی ساره

شاهبرگ


کلمات مرتبط

  • اتو
  • اتو زدن
  • اتو کردن
  • اتو کشیدن
  • اتو فون بیسمارک
  • اتو متو
  • اتو کرده
  • اتو دست کسی دادن
  • اتو کشیده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات