Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابواب

تلفظ بین المللی : /ˈaːbvˈɑb/ تلفظ :‌ ['a:bv'Ab]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره
  • ابواب جمعی
  • ابواب الجنان
  • ابواب السماء
  • ابواب فقه
  • ابواب مسجد الحرام
  • مفتح الابواب
  • باب الابواب
  • ذات ابواب
  • دریای باب الابواب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

ابواب . [ اَب ْ ] (اِخ ) یا الابواب . جبال پیرنه . (نخبةالدهر).

ابواب.[ اَب ْ ] ( ع اِ ) ج ِ باب. درها. مَداخل : بجود و رای بکرده ست خلق را بی غم بعدل و داد گشاده ست بر جهان ابواب.مسعودسعد.بلا گرچه مقدور از ابواب دخول آن احتراز واجب. ( گلستان ). || فصول. مباحث. بخشها. حیثیات. اقسام. موارد. مسائل.امور : بهم نشستند و شراب خوردند که استادم در چنین ابواب یگانه...

فرهنگ عمید

باب۲#NAME?

= باب۲

فرهنگ معین

( ا َ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ باب . ۱ - درها. ۲ - فصل ها، مبحث ها.

دانشنامه آزاد فارسی

اَبْواباَبْواب در عرفان عملی، دومین قسم از اقسام ده گانه برای سیر سالکان. نفس سالک پس از آن که قسم بدایات و ده منزل آن را طی و حقوق آن منازل را به نحو کامل استیفا کرد، توان آن را می یابد که از ظواهر، به سوی خود متوجه شود و به تخلیه و تحلیه (: پیرایش و افزایش صفات ناپسند و پسندیده) بپردازد. قسم ابواب شاملِ ده منزلِ حزن، خوف، اِشفاق، خشوع، اِخبات، زهد، ورع، تبتّل، رجاء و رغبت است. هرچند می توان به گ...

فرهنگ فارسی

درها، جمع باب
( اسم ) جمع : باب ۱ - درها مدخل ها ۲ - فصل ها مبحث ها بخش ها قسم ها امرها مسایل . ۳ - هر یک از بخشهای بزرگ کتابی یا علم و فنی که بفصلها قسمت شود . یا ابواب شادی . درهای خوشی و شادمانی . یا بهمه ابواب . در هر باب از هر باب به همه قسم ها و بخش ها .
جبال پیرنه

مترادف و متضاد

درها، مدخل‌ها

باب‌ها، بخش‌ها، فصل‌ها

۱. بابها، بخشها، فصلها
۲. درها، مدخلها

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی أَبْوَاب: درهامعنی مُّنْهَمِرٍ: بسیار فراوان و ریزان (از" همر " به معنای ریختن اشک و باران به شدت ، و انهمار به معنای انصباب و روان شدن است و فتح آسمان به آبی منهمر و روان در عبارت "فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ ﭐلسَّمَاءِ بِمَاءٍ مُّنْهَمِرٍ " کنایهای است تمثیلی از شدت ریختن آب و جریان مت...ریشه کلمه: بوب (۲۷ بار)wikialkb: أَبْوَاب...

فرهنگ فارسی ساره

درها


کلمات مرتبط

  • ابواب جمعی
  • ابواب الجنان
  • ابواب السماء
  • ابواب فقه
  • ابواب مسجد الحرام
  • مفتح الابواب
  • باب الابواب
  • ذات ابواب
  • دریای باب الابواب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات