معانی کلمه : ابواب جمعی
لغت نامه دهخدا
ابوابجمعی. [ اَب ْ ج َ ] ( اِ مرکب ) دخل ها و دریافت های صاحب جمعی. وصولیهای مادرحسابی. مأخوذیهای محصل خراج و مانند آن.
فرهنگ عمید
۱. آنچه از درآمد یا اموال که در اختیار کسی است.
۲. (اسم، صفت نسبی ) مجموعۀ کارکنان زیر فرمان یک نفر یا یک سازمان.
۲. (اسم، صفت نسبی ) مجموعۀ کارکنان زیر فرمان یک نفر یا یک سازمان.
فرهنگ معین
( ~ِ جَ ) [ ع . ] (ص نسب . ) ۱ - منسوب به ابواب جمع ، دریافت ها و وصولی - های مادر حساب ، دخل ها و دریافت های صاحب جمع . ۲ - گروهی که در یک مجموعه کار م ی کنند.
دانشنامه آزاد فارسی
اصطلاحی نظامی، در دورۀ قاجار، شامل مجموعۀ افراد تحت فرمان یک فرد یا مشغول به خدمت در یک ناحیه. رسیدگی به امور ابواب جمعی نیز غالباً بر عهدۀ فرمانده همان گروه است.
wikijoo: ابواب_جمعی
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به ابواب جمع دخل ها و دریافت های صاحب جمع وصولی های مادر حساب مائ خوذیهای محصل خراج و مانند آن .
آنچه ازباج وخراج یادر آمددیگرکه نزدکسی جمع شود
آنچه ازباج وخراج یادر آمددیگرکه نزدکسی جمع شود
مترادف و متضاد
پرسنل، جزو، جمعی، عضو، کادر
