کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ابن الناطور
تلفظ بین المللی :
/ˈebn alnˈɑtuːr/
تلفظ :
['ebn aln'Atu:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ابن الماء
ابن الیوم
ابن السبیل
ابن اللبون
ابن الوقت
ابن الوردی
ابن آلوسی
ابن الاخشید
ابن الارض
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ابن الناطور. [ اِ نُن ْ نا ] ( اِخ ) یا ابن الناظور. والی ابلیاء و صاحب هرقل ، منجم و پیشوای نصارای شام بوده است.
فرهنگ فارسی
والی ابلیا و صاحب هرقل منجم و پیشوای نصارای شام بوده است
کلمات مرتبط
ابن الماء
ابن الیوم
ابن السبیل
ابن اللبون
ابن الوقت
ابن الوردی
ابن آلوسی
ابن الاخشید
ابن الارض
نظرات