Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابلاق

تلفظ بین المللی : /ˈaːblˈɑq1/ تلفظ :‌ ['a:bl'Aq1]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • التاج فی اخلاق الملوک
  • سرخشک ابلق
  • عقیق ابلق
  • علی الاطلاق
  • ایه ابلاغ
  • فاسد الاخلاق
  • غزال اَبلق
  • ایلاقی شرف الزمان ابوعبدالله
  • قادر علی الاطلاق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ابلاق. [ اِ ] ( ع مص ) پیسه شدن. || سپید دست و پا شدن تا ران. || تمام گشادن دروازه را. فاگشادن در. || بند کردن. بستن. ( ازاضداد است ). || بچه ابلق برآوردن فحل.

فرهنگ فارسی

سپید دست و پا شدن تا ران بند کردن

کلمات مرتبط

  • التاج فی اخلاق الملوک
  • سرخشک ابلق
  • عقیق ابلق
  • علی الاطلاق
  • ایه ابلاغ
  • فاسد الاخلاق
  • غزال اَبلق
  • ایلاقی شرف الزمان ابوعبدالله
  • قادر علی الاطلاق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات