معانی کلمه : ابروفت
لغت نامه دهخدا
( آبروفت ) آبروفت. ( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) آب رفت.
فرهنگ فارسی
( آبروفت ) ( اسم ) ۱- سنگی که بسبب جریان آب بمرور زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد . ۲ - مواد ته نشسته از آبرودخانه ته نشست آب رودخانه
آب رفت
آب رفت
