Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابرفت

تلفظ بین المللی : /ˈaːbrafˌat/ تلفظ :‌ ['a:bRaf,at]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • آبرفت
  • ابرفت گذاری
  • آبرفت عریض
  • آبرفت گذاری
  • مخروط آبرفتی
  • پنجه ابرفتی
  • ابرفتی
  • ذخیره ابرفتی
  • رسوبات ابرفتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

( آب رفت ) آب رفت. [ رُ ] ( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) سنگی که در جریان آب بطول زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد. || ته نشین آب رودخانه ها. ( فرهنگستان زمین شناسی ).

فرهنگ عمید

( آبرفت ) ۱. آنچه از سنگ و خاک یا کف رودخانه که آب آن را ساییده یا تراشیده یا روبیده باشد.
۲. موادی که در مجرای آب ته نشین شود.

فرهنگ معین

( آبرفت ) (رُ ) (اِمر. ) ۱ - سنگ کف رود که جریان آب آن را ساییده باشد. ۲ - موا د ته نشین شده در مجرای آب .

دانشنامه آزاد فارسی

آبرفت. آبْرُفْت (alluvium)ماده ای ریزدانهو سیلتی. از جریان آب رودخانه نهشته می شود. آبرُفت در مناطقی از آبراهۀ رودخانه نهشته می شود که سرعت آب جهت انتقال گل ولای با جریان رودخانه بسیار کم است. خم های داخلی رودپیچها ازجملۀ این مناطق اند. دشت_سیلابیاز آبرُفت حاصل از نهشته های سیلاب های ادواری تشکیل می شود. گاهی نهشته های آبرُفتیِباقی مانده از سیلاب موجب تشکیل دریاچه های طوقه ای (نعل اسبی)می شوند. ...

فرهنگ فارسی

( آبرفت ) ( اسم ) ۱- سنگی که بسبب جریان آب بمرور زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد . ۲ - مواد ته نشسته از آبرودخانه ته نشست آب رودخانه
آنچه ازسنگ یاکف رودخانه که آب آنراروبیده باشد، موادی که درمجرای آب ته نشین شود، آبروفت
( آب رفت ) سنگی که در جریان آب بطول زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد

دانشنامه عمومی

آبرفت. آبرُفت در زمین شناسی به مواد آواری سستی که توسط رود یا آب های جاری دیگر نهفته شده باشد گفته می شود. آبرفت به طور معمول از مواد و ذرات گوناگونی، از ذرات ریز گل و لای و خاک رس، تا ذرات درشت تر شن و ماسه و سنگریزه تشکیل شده است.منبع اصطلاح آبرفت (خبرنامهٔ فرهنگستان زبان فارسی در ایران)برگرفته از آبرفت ویکی پدیای انگلیسیبه این فرایند بعضی فرایند نهشته شدن رسوب توسط رودخانه، آبرفت گذاری (alluv...

مترادف و متضاد

illuviation (اسم)
ته نشینی، ابرفت

alluvium (اسم)
رسوب، ابرفت، ته نشین

فرهنگستان زبان و ادب

آبرفت
{alluvium, alluvial deposit} [زمین شناسی] مواد آواری سستی که در نتیجۀ جریان آب های جاری نهشته می شود

کلمات مرتبط

  • آبرفت
  • ابرفت گذاری
  • آبرفت عریض
  • آبرفت گذاری
  • مخروط آبرفتی
  • پنجه ابرفتی
  • ابرفتی
  • ذخیره ابرفتی
  • رسوبات ابرفتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات