معانی کلمه : ابرفت
لغت نامه دهخدا
( آب رفت ) آب رفت. [ رُ ] ( ن مف مرکب ، اِ مرکب ) سنگی که در جریان آب بطول زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد. || ته نشین آب رودخانه ها. ( فرهنگستان زمین شناسی ).
فرهنگ عمید
( آبرفت ) ۱. آنچه از سنگ و خاک یا کف رودخانه که آب آن را ساییده یا تراشیده یا روبیده باشد.
۲. موادی که در مجرای آب ته نشین شود.
۲. موادی که در مجرای آب ته نشین شود.
فرهنگ معین
( آبرفت ) (رُ ) (اِمر. ) ۱ - سنگ کف رود که جریان آب آن را ساییده باشد. ۲ - موا د ته نشین شده در مجرای آب .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( آبرفت ) ( اسم ) ۱- سنگی که بسبب جریان آب بمرور زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد . ۲ - مواد ته نشسته از آبرودخانه ته نشست آب رودخانه
آنچه ازسنگ یاکف رودخانه که آب آنراروبیده باشد، موادی که درمجرای آب ته نشین شود، آبروفت
( آب رفت ) سنگی که در جریان آب بطول زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد
آنچه ازسنگ یاکف رودخانه که آب آنراروبیده باشد، موادی که درمجرای آب ته نشین شود، آبروفت
( آب رفت ) سنگی که در جریان آب بطول زمان ساییده و لغزان و مایل بگردی شده باشد
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
illuviation (اسم)
ته نشینی، ابرفت
alluvium (اسم)
رسوب، ابرفت، ته نشین
فرهنگستان زبان و ادب
آبرفت
{alluvium, alluvial deposit} [زمین شناسی] مواد آواری سستی که در نتیجۀ جریان آب های جاری نهشته می شود
{alluvium, alluvial deposit} [زمین شناسی] مواد آواری سستی که در نتیجۀ جریان آب های جاری نهشته می شود
