کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ابخورش | کلماتور
معانی کلمه : ابخورش
تلفظ بین المللی :
/ˈaːbxorˌaʃ/
تلفظ :
['a:bxoR,aS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
آبخورش
شناور آبخورتنگنا
میر ابخوری
آبخورد
آبخوری
ابخوری بزرگ
قدح یا ابخوری دو دسته
کوزه ابخوری
آبخور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
( آبخورش )
آبخورش. [ خوَ / خ ُ رِ] ( اِ مرکب ) در تداول عامه به معنی نصیب و قسمت.
- آب خورش کسی از جایی کنده شدن ؛ از آنجای کوچ کردن و رفتن او.
فرهنگ معین
( آبخورش )
(خُ رِ ) (اِمص . ) (عا. ) نصیب ، قسمت .
فرهنگ فارسی
( آبخورش )
( اسم ) نصیب قسمت . یا آب خورش کسی از جایی کنده شدن . از آنجا کوچ کردن و رفتن وی .
در تداول عامه یعنی نصیب و قسمت
مترادف و متضاد
sauthorce
(اسم)
خورش، چاشنی، سوس، رب، اب خورش، جاشنی غذا
کلمات مرتبط
آبخورش
شناور آبخورتنگنا
میر ابخوری
آبخورد
آبخوری
ابخوری بزرگ
قدح یا ابخوری دو دسته
کوزه ابخوری
آبخور
نظرات