Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : اباد

تلفظ بین المللی : /ˈaːbˈɑd/ تلفظ :‌ ['a:b'Ad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها
  • آباد
  • اباد سازی
  • اباد شدن
  • اباد کردن
  • آباد جای
  • آباد کرد
  • اباد بوم
  • اباد جای
  • اباد کرد
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

( آباد ) آباد. ( ص ) ( از پهلوی آپاتان ، شاید مرکب از آو + پاته ) عامر. عامره. معمور. معموره. مزروع. آبادان. مسکون. مقابل ویران و ویرانه و بائر و خراب و یباب : ز توران زمین تا بسقلاب و روم ندیدند یک مرز آباد و بوم.فردوسی.یکایک همه نام وکین توختیم همه شهر آباد را سوختیم.فردوسی.مرا پادشاهی آباد هست همان گنج و مردی و نیروی دست.فردوسی.زمینی که آباد هرگز نبودبر او بر ندیدند کشت و درود.فردوسی.به گودرز ف...

فرهنگ عمید

( آباد ) = ابد۱. ویژگی جایی که مردم در آن زندگی می کنند: مانند تو آدمی در آباد و خراب / باشد که در آیینه توان دید و در آب (سعدی۲: ۷۱۵ ).۲. ویژگی جایی که آب و گیاه دارد و باصفا و بارونق است، خُرم: بدو گفت کای خواجهٴ سالخَورد / چنین جای آباد ویران که کرد؟ (فردوسی: ۶/۴۴۸ ).۳. [مجاز] دایر، برقرار: بقاش باد که از تیغ او و بازوی اوست / بنای کفر خراب و بنای دین آباد (فرخی: ۳۴ ).۴. در دنبالۀ نام ده و شهر ...

فرهنگ معین

( آباد ) [ په . ] (ص . ) ۱ - معمور، دایر. ۲ - مزروع ، کاشته . ۳ - پر، سرشار. ۴ - سالم . ۵ - منظم ، سامان . ۶ - شادمان ، خرم . ۷ - مرفه .
[ ع . ] ( اِ. ) جِ ابد، جاوید بودن ها.

فرهنگ فارسی

( آباد ) (اسم ) جمع ابد جاوید بودنها
عامر مزروع آبادان

دانشنامه عمومی

آباد. آباد واژه ای در زبان های ایرانی از کلمه پهلوی آپاتان، شاید مرکب از آو + پاته باشد.آباد (تنگستان) روستایی در استان بوشهرآباد (بهبهان)آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:wiki: بخش مرکزی شهرستان تنگستان در استان بوشهر که در ۲۸ آذر ۱۳۹۱، ارتقاء یافت.بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این شهر ۳٬۵۰۳ نفر (در ۹۳۶ خانوار) بوده است.در خصوص تاریخچه باستانی آباد بجز چند...

فرهنگ اسم ها

اسم: آباد (پسر) (فارسی) (تلفظ: abad) (فارسی: آباد) (انگلیسی: abad)
معنی: تندرست و مرفه، آراسته

کلمات مرتبط

  • آباد
  • اباد سازی
  • اباد شدن
  • اباد کردن
  • آباد جای
  • آباد کرد
  • اباد بوم
  • اباد جای
  • اباد کرد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات