کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : اب چیزی را گرفتن
تلفظ بین المللی :
/ˈaːb tʃˈizi rɑ ɡerˈeftan/
تلفظ :
['a:b tS'izi RA geR'eftan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
هر چیزی شبیه اب
یک اب یا ابی هم روی چیزی خوردن
اب برداشتن چیزی
در اب یا چیز دیگری فرو بردن
ابریزی
ابریزی اب
ابریزی پریکدان
تاریخ الاقباط المعروف بالقول الابریزی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
dehydrate
(فعل)
اب چیزی را گرفتن، بی آب کردن، پسابش داشتن، وابشت کردن
کلمات مرتبط
کسی یا چیزی را توی یا در اب نمک خواباندن
هر چیزی شبیه اب
یک اب یا ابی هم روی چیزی خوردن
اب برداشتن چیزی
در اب یا چیز دیگری فرو بردن
ابریزی
ابریزی اب
ابریزی پریکدان
تاریخ الاقباط المعروف بالقول الابریزی
نظرات