معانی کلمه : آون
لغت نامه دهخدا
آون . [ وِ ] (اِ) در لهجه ٔ عرب اندلس «ابن » بوده و از اینرو کنیه ها مَبْدُوّ بابن عربی که از آن طریق داخل مغرب شده است بهمان صورت باقیست : آون پاس بجای ابن باجه .
فرهنگ عمید
آونگ#NAME?
فرهنگ معین
(وَ) ( اِ.) آونگ .

آون . [ وِ ] (اِ) در لهجه ٔ عرب اندلس «ابن » بوده و از اینرو کنیه ها مَبْدُوّ بابن عربی که از آن طریق داخل مغرب شده است بهمان صورت باقیست : آون پاس بجای ابن باجه .
آونگ#NAME?
(وَ) ( اِ.) آونگ .