Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آمر

تلفظ بین المللی : /ˈɑmer/ تلفظ :‌ ['AmeR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • امر
  • امر امر قانونی
  • امر باحکام الله
  • امر احتمالی
  • امر به توقف دادن
  • امر تعجب اور
  • امر توهین امیز
  • امر خصوصی
  • امر خیالی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

آمر. [ م ِ ] (ع ص ) فرماینده . فرمانده . کارفرما. صاحب امر. ج ، آمِرین . || (اِ) ششم روز از ایام عجوز یا چهارم روز آن .

فرهنگ عمید

امرکننده؛ امردهنده؛ فرمان‌دهنده؛ فرمانده؛ کارفرما.

فرهنگ معین

(مِ) [ ع . ] 1 - (اِفا.) امر کننده ، فرماینده . 2 - ( اِ.) روز ششم یا چهارم از ایام عجوز.

دانشنامه عمومی

آمِر: امر کننده،فرمانروا

مترادف و متضاد

امرکننده، حاکم، فرمانده، کارفرما ≠ مامور

فرهنگ فارسی ساره

فرماینده


کلمات مرتبط

  • امر
  • امر امر قانونی
  • امر باحکام الله
  • امر احتمالی
  • امر به توقف دادن
  • امر تعجب اور
  • امر توهین امیز
  • امر خصوصی
  • امر خیالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات