معانی کلمه : آزور
لغت نامه دهخدا
جرعه ٔ جام خود اگر بخورم
نکند درد منتم رنجور
فرد باش ای حمیت قانع
خاک خور ای طبیعت آزور.
دهان تیر چنان باز مانده از پی چیست
اگر نشد بجگرگوشه ٔ عدوت آزور؟
فرهنگ عمید
حریص؛ صاحب آز؛ آزمند: ◻︎ چو دانندهمردم بُوَد آزور / همی دانش او نیاید به بر (فردوسی: ۷/۵۲).
= آزوَر: ◻︎ جرعهٴ جام جود اگر بخورم / نکند دُرد منّتم مخمور ـ مرد باش ای حمیّت قانع / خاک خور ای طبیعت آزور (انوری: ۲۳۸).
فرهنگ معین
(وَ) [ په . ] (ص مر.) حریص ، طماع .
مترادف و متضاد
آزپیشه، آزمند، حریص، طماع، طمعکار، مولع ≠ قانع
