Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آبگرد

تلفظ بین المللی : /ˈɑbɡard/ تلفظ :‌ ['AbgaRd]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ابگرد
  • چرخ ابگرد
  • آبگردان
  • ابگردان
  • روس انگرده
  • ظرف ابگرمکن
  • ابرد
  • انگرده
  • ابگرایی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آبگرد. [ گ ِ ] (اِ مرکب ) گرداب :
مگرد گرد آبگرد هیبتش
که درکشد ترا بدم چو اژدها.

ابوالفرج رونی .


فرهنگ عمید

= گرداب: ◻︎ مگرد گِرد آبگرد هیبتش / که درکشد تو را به دَم چو اژدها (ابوالفرج رونی: ۱۵).

فرهنگ معین

(گِ) (اِمر.) نک گرداب .


کلمات مرتبط

  • ابگرد
  • چرخ ابگرد
  • آبگردان
  • ابگردان
  • روس انگرده
  • ظرف ابگرمکن
  • ابرد
  • انگرده
  • ابگرایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات