Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ابرد

تلفظ بین المللی : /ˈaːbrad/ تلفظ :‌ ['a:bRad]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • هستۀ ابردرشت
  • ابردان
  • ابرده
  • ابردکث
  • ابردین
  • ابردا
  • ابردایفی
  • ابردرف اشپاخباخ
  • ابرده سفلی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

ابرد. [ اَ رُ ] (ع اِ) ج ِ بُرد.

ابرد. [ اَ رَ ] (ع اِ) پلنگ نر. مؤنث : اَبْرَدة. ج ، ابارد.

ابرد. [ اَ رَ ] (ع ص ) سیاه و سفید.
- ثور ابرد ؛ گاو سیاه و سفید.

ابرد. [ اَ رَ ] (ع ن تف ) سردتر. - ابردُ مِن عَضْرَس ؛ سردتر از تگرگ .|| (ص...

فرهنگ عمید

۱. سردتر.
۲. [مجاز] فاقد جذابیت و گیرایی، بی مزه.

فرهنگ معین

(اَ رَ ) [ ع . ] (ص تف . ) سردتر، باردتر.

فرهنگ فارسی

سردتر
( صفت ) سردتر باردتر.
پلنگ نر

دانشنامه عمومی

بر وزن نخورده- الف با فتحه ب باضمه و دال با کسره خوانده وتلفظ می شود.:تخته هایی که در قدیم اطراف لبه بام ساختمان می گذاشتند.


کلمات مرتبط

  • هستۀ ابردرشت
  • ابردان
  • ابرده
  • ابردکث
  • ابردین
  • ابردا
  • ابردایفی
  • ابردرف اشپاخباخ
  • ابرده سفلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات