۱. (زمینشناسی) زمینی که آب آن را کنده، گود و ناهموار کرده باشد.
۲. آبگیر؛ تالاب: ◻︎ هرکه باشد تشنه و چشمه نیابد هیچجای / بیگمان راضی بیاید گر بیابد آبکند (شهید بلخی: شاعران بیدیوان: ۳۰).
۳. [قدیمی] آبانبار.
(کَ) (اِمر.) 1 - آبگیر. 2 - گودال .
درۀ کوچک و باریک و ژرفی که براثر عبور سیلاب بر روی رسوبات و خاکهای سست سطحی به وجود میآید
سیلگاه، مسیل
گودال، گود، مغاک
آبگیر، تالاب، غدیر
۱. سیلگاه، مسیل
۲. گودال، گود، مغاک
۳. آبگیر، تالاب، غدیر