Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : آبسته

تلفظ بین المللی : /ɑbˈaste/ تلفظ :‌ [Ab'aste]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • ابسته
  • براعت استهلال
  • پارک جنگلی استهبان
  • آبستن
  • آبستنی
  • الت استهزا
  • آهستهآهسته
  • استهزا
  • استهزاء
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

آبسته . [ ب َ ت َ / ت ِ ] (ص ) آبست . زمین راست کرده برای زراعت .

آبسته . [ ب ِ ت َ / ت ِ ] (اِ) آبست . زهدان . رَحِم . || (ص ) آبستن . || متملق و چاپلوس . خوشامدگوی . معانی مذکور در فرهنگها برای این کلمه آمده است و شاهدی برای هیچیک یافته نشد، تنها این کلمه در بیت ذیل دیده میشود : نه آرامید دیو دژ برامش همان آبسته ...

فرهنگ عمید

زمینی که در آن آب بسته و تخم پاشیده باشند؛ زمین آماده برای زراعت.

فرهنگ معین

(بَ تِ) ( اِ.) زمین آماده برای کاشت .

(بِ تِ) 1 - (ص .) آبستن . 2 - ( اِ.) زهدان ، رحم .


کلمات مرتبط

  • ابسته
  • براعت استهلال
  • پارک جنگلی استهبان
  • آبستن
  • آبستنی
  • الت استهزا
  • آهستهآهسته
  • استهزا
  • استهزاء
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات