Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ frying

تلفظ بین المللی : /fɹˈaɪɪŋ/ تلفظ :‌ [fr'aIIN]
English
  • fringilline
  • flying squirrel
  • fraying
  • fringent
  • flying boat
  • vortex fringe
  • fringe
  • fringe tree
  • fringed
English

English

of Fry

The process denoted by the verb fry.

1. To break into pieces; to crush; to grind to powder. See Crase. God, looking forth, will trouble all his host, And craze their chariot wheels. Milton. 2. To weaken; to impair; to render decrepit. [Obs.] Till length of years, And sedentary numbness, craze my limbs. Milton. 3. To derange the intellect of; to render insane. Any man . . . that ...

کلمات مرتبط

  • fringilline
  • flying squirrel
  • fraying
  • fringent
  • flying boat
  • vortex fringe
  • fringe
  • fringe tree
  • fringed
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات