Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ fringe

تلفظ بین المللی : /fɹˈɪndʒ/ تلفظ :‌ [fr'IndZ]
English
  • fringe tree
  • vortex fringe
  • fringent
  • fringed
  • fringeless
  • frigerate
  • fringilline
  • finger
  • five-finger
English

English

of Misbede.

To adorn the edge of with a fringe or as with a fringe.

The peristome or fringelike appendage of the capsules of most mosses. See Peristome.

Something resembling in any respect a fringe; a line of objects along a border or edge; a border; an edging; a margin; a confine.

One of a number of light or dark bands, produced by the interference of light; a ...

کلمات مرتبط

  • fringe tree
  • vortex fringe
  • fringent
  • fringed
  • fringeless
  • frigerate
  • fringilline
  • finger
  • five-finger
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات