شمارهٔ ۹ - قصیدهٔ ناتمام در مدح ملک تاج الملوک محمود
قالب: قصیدهنوشتار: نظم
وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
وقت گل سوری، خیز ای نگاربر گل سوری می سوری بیاربربط سُغدی را گردن بگیرزخمهٔ زیر و بم او برگمارزان می نوشین، که چو جانم بدیگر شدی اندر تن من پایدارآنکه بود در تن آزادگاناز همه شادی و طرب دستیارگوهر جود است، که گردد بدواز گهر مردم جود آشکارگر نبدی خاصیت او به جودجای نبودیش کف شهریارخسرو محمود شهنشاه دهرتاج ملوک و ملک شهریارآتش سوزنده به هنگام رزممهر فروزنده به هنگام بارآنکه ازو باغ بهار است ملککف زر افشانش ابر بهار