بخش ۱۲ - ترجمه کلمات مزبوره بفارسی با بانوی خانقاه
قالب: مثنوینوشتار: نظم
وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
نشستی بایوان ونازی ببختندانی که وارون شدت تخت و بختتوئی خفته اکنون بچرم پلنکندانی که بر سینه ات خورده سنگبمغز افکنی گرمی باده رانداری خبر حکم شهزاده راهلا غرقه در خون شود پیکرتبکوبند این قلعه را بر سرتببین یال و کوپال یحیای رادکه جوشد چو دریا شتابد چو بادببین هیکل میرزا عابدینکه افتاده سنگینیش بر زمینندانی که خرگوش بس تندخوستنماند دگر در درخت تو پوستبجائی که خرگوش شیری کندکجا شیر غران دلیری کندسرت طعمه زاغ و کرکس شودسرای تو جای دگر کس شودهلا در گریز اندرون کن شتابکه دیگر نماندت به رخ آب و تاب