کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یک-پوست | کلماتور
معنی کلمه : یک پوست
تلفظ بین المللی :
/jˈek pˈuːst/
تلفظ :
[j'ek p'u:st]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
نام یک قبیله سرخ پوست
خاطرات کاملا واقعی یک سرخ پوست پاره وقت
پوست یک جاسوس را کندن
یک جور کلاه پوستی
پوسته یک تکه
یک پوسته
یک اسمان پرستاره
یک
یَک
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
یک پوست. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) یک لاقبا. ( یادداشت مؤلف ) :
کسوه بر کسوه شود همچو پیاز
پیش تو مادح یک پوست چو سیر.
سوزنی.
کلمات مرتبط
نام یک قبیله سرخ پوست
خاطرات کاملا واقعی یک سرخ پوست پاره وقت
پوست یک جاسوس را کندن
یک جور کلاه پوستی
پوسته یک تکه
یک پوسته
یک اسمان پرستاره
یک
یَک
نظرات