کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه یک-راست | کلماتور
معانی کلمه : یک راست
تلفظ بین المللی :
/jˈekrɑst/
تلفظ :
[j'ekRAst]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مشت زدن یک راست
یک روده راست تو شکمش نیست
یک روده ی راست در یا توی شکم یا دل کسی نبودن یا پیدا نشدن
یکراست
قنات یراستور اذرشهر
یراست هوسپیان
یک
یَک
یک ارزشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
یک راست. [ ی َ / ی ِ ] ( ق مرکب ) مستقیم. مستقیماً. یک سر. بدون تمایل به چپ و راست. ( یادداشت مؤلف ): یک راست به طرف او رفت. || بی تأمل. بی تردید.
فرهنگ عمید
مستقیم و بدون تمایل به این طرف و آن طرف.
فرهنگ معین
( ~. ) (ق . ) (عا. ) ۱ - بی درنگ ، بدون مقدمه . ۲ - مستقیم .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
straight (قید)راست، مستقیما، یک راستsheer (قید)یک راست، بکلی، بطور عمودیsmack (قید)کاملا، یک راستdirectly (قید)راست، بی درنگ، مستقیما، سر راست، یک راستstraight away (قید)یک راست، بلادرنگstraight-out (صفت)بی پرده، رک، راست حسینی، یکراستstraight-line (صفت)مستقیم، صاف، یکراست، بخط مستقیم، دارای خط مستقیم...
کلمات مرتبط
مشت زدن یک راست
یک روده راست تو شکمش نیست
یک روده ی راست در یا توی شکم یا دل کسی نبودن یا پیدا نشدن
یکراست
قنات یراستور اذرشهر
یراست هوسپیان
یک
یَک
یک ارزشی
نظرات