Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : یک درمیان

تلفظ بین المللی : /jekdˌaramˈiɑn/ تلفظ :‌ [jekd,aRam'iAn]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • قنات یک لنگی درمیان
  • یک خط در میان نوشتن
  • یک در میان امدن
  • یک سطر در میان
  • همیشه پای یک زن در میان است
  • انجام یک سال در میان کاری
  • یک سال در میان
  • یک درمان
  • یک
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

یک درمیان. [ ی َ / ی ِ دَ ] ( ص مرکب ، ق مرکب ) یکی نه یکی. که یکی باشد و یکی نباشد: درختهای کوچه یک درمیان خشکیده اند.

مترادف و متضاد

alternate (صفت)
متناوب، متبادل، یک درمیان

کلمات مرتبط

  • قنات یک لنگی درمیان
  • یک خط در میان نوشتن
  • یک در میان امدن
  • یک سطر در میان
  • همیشه پای یک زن در میان است
  • انجام یک سال در میان کاری
  • یک سال در میان
  • یک درمان
  • یک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات