کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : یک خوراک
تلفظ بین المللی :
/jˈek xorˈɑk/
تلفظ :
[j'ek xoR'Ak]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
یک خوراک دارو
یک وعده یا پرس خوراک
محوطه خوراب یک
یک
یَک
یک ارزشی
یک اهنگی
یک بار دیگر
یک بار کامیون
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
mess
(اسم)
طعام، یک ظرف غذا، یک خوراک، هم غذایی، سالن غذاخوری سربازخانه
کلمات مرتبط
یک خوراک دارو
یک وعده یا پرس خوراک
محوطه خوراب یک
یک
یَک
یک ارزشی
یک اهنگی
یک بار دیگر
یک بار کامیون
نظرات