Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گیوگان

تلفظ بین المللی : /ɡivɡˈɑn/ تلفظ :‌ [givg'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • قشلاق گاوگان
  • گاوگان
  • گروگان
  • گروگان بردن
  • گروگان خواستن
  • گروگان دادن
  • گروگان فرستادن
  • گروگان کردن
  • گوگان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گیوگان . [ وْ ] (ص نسبی ) مرکب از: گیو + گان پسوند نسبت و اتصاف . منسوب به گیو. خاندان گیو. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : گرازه سر تخمه ٔ گیوگان بیامد بدان کار بسته میان . فردوسی .هشیوار و از تخمه ٔ گیوگان که بر درد و سختی نباشد ژگان . فردوسی .گرازه سر تخمه ٔ گیوگان پس ِ او همی رفت با ویژگان .فردوسی ....

فرهنگ فارسی

یکی از پهلوانان داستانی ایرانی و پدر گرازه .
( اسم ) منسوب به گیو از خاندان گیو .
با اول مکسور نام یکی از پهلوانان ایرانست که پسر او گرازه نام داشت ٠ نام پهلوانی است ایرانی ٠ نام یکی از پهلوانان ایران که پسر او گرازه نام داشت ٠ اما گفت. فرهنگ نویسان ظاهرا اساسی ندارد و گیوگان نام خاندان است ٠

کلمات مرتبط

  • قشلاق گاوگان
  • گاوگان
  • گروگان
  • گروگان بردن
  • گروگان خواستن
  • گروگان دادن
  • گروگان فرستادن
  • گروگان کردن
  • گوگان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات