کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گروگان-فرستادن | کلماتور
معانی کلمه : گروگان فرستادن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈeroɡˈɑn fˌerestˈɑdan/
تلفظ :
[g'eRog'An f,eRest'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گروگان
گروگان بردن
گروگان خواستن
گروگان دادن
گروگان کردن
گروگان گیری در سفارت ایالات متحده امریکا
گروگان گیری
گروگان گیری در ایران
گروگان گیری 2014 سیدنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گروگان فرستادن. [ گ ِ رَ / رُو ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) چیزی را به رهن برای کسی فرستادن :
چو هر سه بدین نامدار انجمن
فرستی گروگان بنزدیک من.
فردوسی.
وز آن پس که آن کرده باشیم نیز
گروگان فرستیم و هر گونه چیز.
فردوسی.
رجوع به گرو شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چیزی را بعنوان رهن برای کسی فرستادن : وزان پس که آن کرده باشیم نیز گروگان فرستیم و هر گونه چیز .
کلمات مرتبط
گروگان
گروگان بردن
گروگان خواستن
گروگان دادن
گروگان کردن
گروگان گیری در سفارت ایالات متحده امریکا
گروگان گیری
گروگان گیری در ایران
گروگان گیری 2014 سیدنی
نظرات