کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گوی-گردان | کلماتور
معنی کلمه : گوی گردان
تلفظ بین المللی :
/ɡˈuːj ɡˈardɑn/
تلفظ :
[g'u:j g'aRdAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
گوی گردانک
گران رَوی سنج گوی افتان
گوه گردان
گران روی سنج گوی افتان
گران گوش
گران گوش شدن
گران گوشی
تئودور گرانت گری
ناحیه گوس لیک شهرستان گراندی ایلینوی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
گوی گردان. [ گ َ ] ( اِ مرکب ) گوی گردانک. گوگردانک. سرگین گردانک. جعل. جانوری است که سرگین را گلوله کند و بغلطاند و ببرد و به عربی جعل و خنفساء گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به گوگردانک و گوگار و گوگال شود.
کلمات مرتبط
گوی گردانک
گران رَوی سنج گوی افتان
گوه گردان
گران روی سنج گوی افتان
گران گوش
گران گوش شدن
گران گوشی
تئودور گرانت گری
ناحیه گوس لیک شهرستان گراندی ایلینوی
نظرات