کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گمیز-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گمیز کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈamiz kˈardan/
تلفظ :
[g'amiz k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گریز کردن
گمیز
سامان گریز
سامانۀ عارضه گریز
سیاست گریز
کانی گویز
کلید گریز
گردشگر تنوع گریز
گریز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گمیز کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گمیزیدن. گمیختن. شاشیدن :
با چنین دل چه جای باران است
کابر بر تو گمیز هم نکند.
سنایی غزنوی ( از حاشیه برهان قاطعچ معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) شاشیدن گمیزیدن گمیختن : با چنین دل چه جای بارانست کابر بر تو گمیز هم نکند . ( سنائی )
کلمات مرتبط
گریز کردن
گمیز
سامان گریز
سامانۀ عارضه گریز
سیاست گریز
کانی گویز
کلید گریز
گردشگر تنوع گریز
گریز
نظرات