Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گله بردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈalleː bˈordan/ تلفظ :‌ [g'alle: b'oRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • در گل فرو بردن یا رفتن
  • در گل فرو بردن
  • گرّه بردن
  • گل به گلستان بردن
  • گل بدن
  • گل بدنامی
  • بدن گل
  • گل بدن بانو
  • گله
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گله بردن. [ گ ِل َ / ل ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) شکایت کردن :
گله از دست ستمکاره به سلطان گویند
چون ستمکاره تو باشی گله پیش که بریم ؟
سعدی ( صاحبیه ).
بهیچ روی نشاید خلاف رای تو کردن
کجا برم گله از دست پادشاه ولایت ؟
سعدی ( طیبات ).

فرهنگ فارسی

شکایت کردن

کلمات مرتبط

  • در گل فرو بردن یا رفتن
  • در گل فرو بردن
  • گرّه بردن
  • گل به گلستان بردن
  • گل بدن
  • گل بدنامی
  • بدن گل
  • گل بدن بانو
  • گله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات