گله . [گ ُل ْ ل َ / ل ِ ] (اِ) آسمان گیری باشد و آن پارچه ای است که بر سقف خانه ها مانند سایبان بندند. (برهان ).
رمۀ گاو و گوسفند و سایر چهارپایان؛ رمه؛ گروه؛ دسته.
۱. شکوه؛ شکایت.
۲. اظهار دلتنگی.
〈 گله کردن: (مصدر لازم) شکوه کردن؛ شکایت کردن.
( ~ .) (اِ.) (عا.) گوشه .
( ~ .) (اِ.) توده (هرچیز).
(گَ لَّ یا لُِ) (اِ.) رمه ، رمة گاو و گوسفند.
( ~ .) (اِ.) دانة انگور که از خوشه جدا شده باشد.
( ~ .) (اِ.) راهی که در میان دو کوه واقع شده باشد.
(گُ لِ یا لَ) (اِ.) زلف پیچیده و مجعد زنان چون موی زنگی .
( ~ .) پارچه ای که بر سقف خانه ها مانند سایبان بندند؛ آسمانگیر.
گوله
تکه پاره
۱توده ۲بوته ۳انبوه آشغال ۴کوزه
۱درختچه – جوانه ی درختان قطع شده – بوته ۲گله شکایت
تکیه ای: gala
طاری: gala
طامه ای: galla
طرقی: gala
کشه ای: gala
نطنزی: galla
احشام، رمه، غنم، فسیله
شکایت، شکوائیه، شکوه، گلایه