کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گشن-کردن | کلماتور
معانی کلمه : گشن کردن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈoʃn kˈardan/
تلفظ :
[g'oSn k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گشت کردن
گشنی کردن
ابله گون کردن
هُلِ گُش کردن
گسن کرد
گشن
گشن امدن
گشن خواه
گشن خواه شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گشن کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بار گرفتن و باردار شدن :
شنیدم که چل مادیان گشن کرد
یکی تخم برداشت از وی به درد.
فردوسی.
|| با ماده نزدیک شدن : و سعادت وی [ ستور ] خوردن و خفتن و گشن کردن است. ( کیمیای سعادت ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) با ماده نزدیک شدن آمیزش کردن : و سعادت وی ( ستور ) خوردن و خفتن و گشن کردنست .
کلمات مرتبط
گشت کردن
گشنی کردن
ابله گون کردن
هُلِ گُش کردن
گسن کرد
گشن
گشن امدن
گشن خواه
گشن خواه شدن
نظرات