کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گستاخ-امدن | کلماتور
معانی کلمه : گستاخ امدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈostɑx ˈaːmdan/
تلفظ :
[g'ostAx 'a:mdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گستاخ آمدن
گستاخ
گستاخ بهر
گستاخ بودن
گستاخ بینی
گستاخ درامدن
گستاخ دست
گستاخ رو
گستاخ رو ی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( گستاخ آمدن )
گستاخ آمدن. [ گ ُ م َ دَ ] ( مص مرکب ) دلیر آمدن. جسور آمدن. بی پروا آمدن. || بی پروایی کردن :
آنکه گستاخ آمدند اندر زمین
استخوان کله هاشان را ببین.
مولوی.
فرهنگ فارسی
( گستاخ آمدن )
( مصدر ) جسور بودن بی پروا بودن .
کلمات مرتبط
گستاخ آمدن
گستاخ
گستاخ بهر
گستاخ بودن
گستاخ بینی
گستاخ درامدن
گستاخ دست
گستاخ رو
گستاخ رو ی
نظرات