کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گزارش-دادن | کلماتور
معانی کلمه : گزارش دادن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈozɑrˌeʃ dˈɑdan/
تلفظ :
[g'ozAR,eS d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اشتباه گزارش دادن
گزارش دادنی
پوستین به گازر دادن
گزارش
گزارش حوض نشینی
گزارش سفر
گزارش میدان مین
گزارش میدانی
گزارش نامه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گزارش دادن. [ گ ُ رِ دَ ] ( مص مرکب ) اطلاع دادن. خبر دادن :
گزارش کنان تیز کن مغز را
گزارش ده این نامه نغز را.
نظامی.
فرهنگ معین
( ~ . دَ ) (مص م . ) خبر رساندن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اطلاع دادن راپرت دادن .
مترادف و متضاد
report
(فعل)
گزارش دادن
relate
(فعل)
نقل کردن، گفتن، شرح دادن، باز گو کردن، گزارش دادن
کلمات مرتبط
اشتباه گزارش دادن
گزارش دادنی
پوستین به گازر دادن
گزارش
گزارش حوض نشینی
گزارش سفر
گزارش میدان مین
گزارش میدانی
گزارش نامه
نظرات