کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گزارا | کلماتور
معانی کلمه : گزارا
تلفظ بین المللی :
/ɡazˈɑrˈɑ/
تلفظ :
[gaz'AR'A]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نا گزاران
حکم امنیت حج گزاران
ژنگان گزاری
سجده گزار
سخن گزار
سخن گزاری
سوگیری گزارشی
سپاس گزاردن
سامانۀ گزارش جابه جایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گزارا. [ گ ُ ] ( نف ) اداکننده سخن. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به گزاردن شود.
فرهنگ عمید
گزارنده، طرح کننده، طراح: گزارای نقش گزارش پذیر / که نقش از گزارش ندارد گزیر (نظامی۵: ۷۸۳ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - گزارنده . ۲ - طرح کننده طراح : گزارای نقش گزارش پذیر که نقش از گزارش ندارد گریز . ( نظامی سروری )
کلمات مرتبط
نا گزاران
حکم امنیت حج گزاران
ژنگان گزاری
سجده گزار
سخن گزار
سخن گزاری
سوگیری گزارشی
سپاس گزاردن
سامانۀ گزارش جابه جایی
نظرات