معانی کلمه : ژنگان گزاری
فرهنگ فارسی
فرایند تفسیر توالیهای خام یک ژنگان تازهتوالییابیشده
فرهنگستان زبان و ادب
{genome annotation, annotation} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری] فرایند تفسیر توالی های خام یک ژنگان تازه توالی یابی شده

فرایند تفسیر توالیهای خام یک ژنگان تازهتوالییابیشده