معانی کلمه : ژنگان
فرهنگ فارسی
مجموع اطلاعات ژنی در یک یاخته یا اندامگان
فرهنگستان زبان و ادب
{genom} [زیست شناسی-ژن شناسی و زیست فنّاوری، کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] مجموع اطلاعات ژنی در یک یاخته یا اندامگان

مجموع اطلاعات ژنی در یک یاخته یا اندامگان