کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گردون-نورد | کلماتور
معانی کلمه : گردون نورد
تلفظ بین المللی :
/ɡˈarduːn nˈavard/
تلفظ :
[g'aRdu:n n'avaRd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نورد گردان
نرده گردان
نبرد وردون
گردون
گَردِوَن
گردون اقتدار
گردون تک
گردون رکاب
گردون سا ی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
گردون نورد. [ گ َ ن َ وَ ] ( نف مرکب ) آسمان پیما. صاحب آنندراج آرد: در صفت ماه و سیارات : بشبرنگ مه نعل گردون نورددرآمد برافراخت گرز نبرد.اسدی ( گرشاسب نامه ).درخشنده خورشید گردون نوردز باد خزان نیش عقرب نخورد.نظامی.هرچند پایه تو بلند اوفتاده است غافل مشو ز ناله گردون نورد من.صائب ( از آنندراج )....
فرهنگ عمید
۱. گردون پیما، فلک پیما، آسمان نورد.
۲. آن که در آسمان حرکت کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه آسمان را طی کند فلک پیما : درخشنده خورشید گردون نورد زباد خزان نیش عقرب نخورد . ( نظامی )
کلمات مرتبط
نورد گردان
نرده گردان
نبرد وردون
گردون
گَردِوَن
گردون اقتدار
گردون تک
گردون رکاب
گردون سا ی
نظرات