کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گرایستن | کلماتور
معانی کلمه : گرایستن
تلفظ بین المللی :
/ɡarˈɑjsatˌan/
تلفظ :
[gaR'Ajsat,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
کلمات مرتبط
گریستن
نا گریستن
با صدا گریستن
خون گریستن
هایهای گریستن
گرایستگی
گریستن با اوای بلند
گریستن همراه با سکه کردن
خاموش گریستن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
گرایستن. [ گ َ / گ ِ ی ِ ت َ ] ( مص ) ( از: گرای + ستن ، پسوند مصدری ) گراییدن. جزو اول در اوراق مانوی به پارتی گری ( متمایل شدن. لیز خوردن. افتادن ) . ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). || میل و خواهش کردن.( برهان ). رجوع به گرائیدن و گراییدن شود. || میل و رغبت کردن. ( غیاث ). رجوع به گرای ، گرائیدن و گراییدن شود. || پیچیدن ، که نافرمانی کردن باشد. || قصد و آهنگ کردن. ( برهان )....
فرهنگ عمید
گراییدن#NAME?
= گراییدن
فرهنگ معین
(گِ یِ تَ ) (مص ل . ) متمایل شدن ، گراییدن .
کلمات مرتبط
گریستن
نا گریستن
با صدا گریستن
خون گریستن
هایهای گریستن
گرایستگی
گریستن با اوای بلند
گریستن همراه با سکه کردن
خاموش گریستن
نظرات