گریستن. [ گ ِ ت َ ] ( مص ) ( درلهجه مرکزی ) = با گرییدن. پهلوی آن گریستن از گری ، اوستا، گارز ، کردی گریان ( اشک ریختن ) نیز گرین ، گریستن. اشک ریختن از چشم. گریه کردن. ( حاشیه برهان چ معین ). اشک ریختن. ( آنندراج ). تَبکاء. بِکاء. اِعتِوال. تعویل ؛ به آواز بلند گریستن. هَن. تَهمﱡع. ( منتهی الارب ) : به نو بهاران بستای ابر گریان راکه از گریستن اوست این زمین خندان.رودکی.درخش ار نخندد بگاه بهارهمانا...
فرهنگ عمید
گریه کردن، اشک ریختن.
فرهنگ معین
(گِ تَ ) [ په . ] (مص ل . ) گریه کردن .
فرهنگ فارسی
گریه کردن، اشک ریختن، گرستن وگرییدن هم گفته شدهگرینده:گریه کننده( اسم ) ( مصدر ) ( گریست گرید خواهد گریست بگری گرینده گریان گریسته گریه ) اشک ریختن گریه کردن بکائ : سید ... دری یتیم داشت پیش سلطان نهاد و بگریست . یا خون گریستن. گری. حسرت ریختن . یا گریستن آیینه . در ایران رسم بود که در قفای شخصی که بسفر می رفت چند برگ بر آیینه گذاشته آب بر آن میریختند و این را شگونی میدانستند برای زود بمقصد رسیدن ...
دانشنامه عمومی
گریستن یا گریه کردن یکی از واکنش های رفتاری است. توجه شود که گریستن با تولید اشک متفاوت است. اشک واکنش چشم به یک محرک شیمیایی مانند بوی پیاز یا گاز اشک آور است و مواد شیمیایی موجود در اشک و گریه متفاوت است. مثلاً، اشکی که با دیدن یک فیلم غم انگیز پدید می آید از اشکی حاصل از بوی پیاز، پروتئین بیشتری دارد.گریه با جاری شدن اشک از چشمان و در بسیاری موارد با ناله و تغییر حالت دهان همراه است. گریه واکنش...