Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرانبار شدن

تلفظ بین المللی : /ɡerˈɑnbɑr ʃˈodan/ تلفظ :‌ [geR'AnbAR S'odan]
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد
  • گرانبارشده
  • گرانبار
  • گرانبار کردن
  • گرانبار گشتن
  • گرانبار رفتن
  • گرانبار گردانیدن
  • گرانباری
  • گران بار
  • کولیندا گرابار کیتاروویچ
لغت نامه دهخدامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

گرانبار شدن. [ گ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سنگین بار شدن. دارای بار گران گشتن : پس به بلاد عبدالقیس شد و هر عرب که آنجا یافت همه را بکشت و هرکه بجست به ریگ بادیه بمرد و کس دست فراخواسته نکرد تا گرانبار نشود. ( ترجمه تاریخ طبری بلعمی ).سهی سروش از غم کمان وار شدتهی گنجش از در گرانبار شد.اسدی ( گرشاسب نامه ).شاهی که عطاهاش گران است ستوده ست هرچند شوی زیر عطاهاش گرانبار.ناصرخسرو ( دیوان چ تقوی ص 192 ).و...

مترادف و متضاد

overburden (فعل)
گران بار شدن، بیش از حد بار کردن

کلمات مرتبط

  • گرانبارشده
  • گرانبار
  • گرانبار کردن
  • گرانبار گشتن
  • گرانبار رفتن
  • گرانبار گردانیدن
  • گرانباری
  • گران بار
  • کولیندا گرابار کیتاروویچ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات