کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گذر-دادن | کلماتور
معانی کلمه : گذر دادن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈozar dˈɑdan/
تلفظ :
[g'ozaR d'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گیر دادن
گیر دادن بد موقع
گذرداد
گذر
گذر 1
گذر 2
گذر 3
گذر 4
گذر اوردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گذر دادن. [ گ ُ ذَ دَ ] ( مص مرکب ) راه دادن و اجازه عبور دادن اجازه ورود دادن. رخصت درآمدن دادن :
همان زادفرخ به درگاه بر
همی بود کس را ندادی گذر.
فردوسی.
در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را.
حافظ.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اجاز. عبور دادن رخصت ورود دادن راه دادن : در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را . ( حافظ )
مترادف و متضاد
ferry
(فعل)
عبور دادن، گذر دادن
کلمات مرتبط
گیر دادن
گیر دادن بد موقع
گذرداد
گذر
گذر 1
گذر 2
گذر 3
گذر 4
گذر اوردن
نظرات