کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گال-زدن | کلماتور
معانی کلمه : گال زدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈɑl zˈadan/
تلفظ :
[g'Al z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سر گاو زدن
گاز زدن
گام زدن
گل زدن
گل نم زدن
گول زدن
گام زدن بر روی
گل اخری زدن به
گل میخ زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گال زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) فریاد زدن. آواز برآوردن :
جوانی چو گال عراقی زند
به پیری دلم هم وثاقی زند.
مولانا ملک قمی ( از جهانگیری ).
همچو پروانه به گرد تو پر و بال زنم
هر سحرگه به سر کوت رسم گال زنم.
مولانا ملک قمی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فریاد زدن آواز بر آوردن . همچو پروانه بگرد تو پرو بال زنم هر سحرگه بسر کوت رسم گال زنم . ( ملک قمی )
کلمات مرتبط
سر گاو زدن
گاز زدن
گام زدن
گل زدن
گل نم زدن
گول زدن
گام زدن بر روی
گل اخری زدن به
گل میخ زدن
نظرات