کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گاز-زدن | کلماتور
معانی کلمه : گاز زدن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈɑz zˈadan/
تلفظ :
[g'Az z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
گاز زدن از شدت ناراحتی و درد بر زمین
سر گاو زدن
گال زدن
گام زدن
گام زدن بر روی
گاف زدن
جلوی کسی گاو زمین زدن
گوز را به شقیقه زدن
گز زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
گاززدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) دندان زدن. دندان فروکردن. فروبردن دندان. بریدن با دندان جزئی از چیزی را برای خوردن : خیار را گاز زدن ، سیب را گاز زدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - دندان زدن فرو بردن دندان در چیزی : خیار را گاز زد . ۲ - لگد زدن : همی نیارد نان و همی نخرد گوشت زند برویم مشت وزند به پشتم گاز . ( قریی الدهر )
مترادف و متضاد
nibble
(فعل)
اندک اندک خوردن، گاز زدن، مثل بز جویدن
واژه نامه بختیاریکا
قپ کندِن ( زِیدِن )
کلمات مرتبط
گاز زدن از شدت ناراحتی و درد بر زمین
سر گاو زدن
گال زدن
گام زدن
گام زدن بر روی
گاف زدن
جلوی کسی گاو زمین زدن
گوز را به شقیقه زدن
گز زدن
نظرات